تبليغاتX
عکسهای عاشقانه

عکسهای عاشقانه

عکسهای عاشقانه

 

عشق يعني لحظه هاي التهاب

 

عشق يعني لحظه هاي ناب ناب

 

عشق يعني همچو من شيدا شدن

 

عشق يعني قطره و دريا شدن

 

عشق يعني ديده بر در دوختن

 

عشق يعني در فراقش سوختن


روساحل سرخ دلت اسم کسي روحک نکن


به اينکه من عاشقتم حتي يه لحظه شک نکن

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 14:5  توسط سعید  | 

روزگاري شد ز چشم اعتبار افتاده ام

چون نگاه اشنا از چشم يار افتاده ام

درخلوت من نگاه سبزت جاريست

 اين قسمت بي توبودنم اجباريست

افسوس نميشودکنارت باشم

بي توهرثانيه وهرلحظه ي من تکراريست

درکنارساحلت من قايقي شکسته ام

                           توهمان ساحل عشقي که بهت دل بسته ام

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 14:0  توسط سعید  | 

زمانه گر خزان شود تویی بهار زندگی

به پاکی دلت قسم که دل ز تونمی کنم

هرجا بودی یادت نره یه عاشقی به یادته
دو چشم منتظر به در همیشه چشم به راهته
هرجا بودی یادت نره یه بیت جا مونده داری
یه هنجره پر از غزل تو غیبتت تو ساکته

 اگر بگریم گویند که عاشق است

                 اگر بخندم گویند که دیوانه است

                             پس هم میگریم و می خندم

                                            که بگویند عاشق دیوانه است

عشق يعني ديده بر در دوختن         عشق يعني در فراقش سوختن

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 13:28  توسط سعید  | 

عاشق

همه عمر برندارم سر از اين خمار مستي


که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستي

چشم خود فرش کنم زير کف پاي دگر

بر کف پاي دگر بوسه زنم جاي دگر

میشود روزی که بی من سر کنی

میشود روزی که مرگ عشق را باور کنی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 12:20  توسط سعید  | 

عاشق

چیزی نگو لیاقتت عشق مقدسم نبود

حس میکنم نبودی و بودنت 1 قصه بود

کی گفته بود که تنهام وقتی که تورو ندارم

بازم میگم بدونی منم خدایی دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 11:29  توسط سعید  | 

سیه چشمی به كار عشق استاد         به من درس محبت یاد میداد

مرا از یاد برد آخر ولی من                  بجز او عالمی را بردم از یاد

غیر از غم عشق تو ندارم , غم دیگر
شادم كه جز این نیست مرا همدم دیگر

از سوز محبت چه خبر اهل هوس را
این اتش عشق است نسوزد همه كس را

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 21:31  توسط سعید  | 

زرد است که لبريز حقايق شده است ------ تلخ است که با درد موافق شده است --------شاعر نشدي وگرنه ميفهميدي --------- پاييز بهاريست که عاشق شده است

ترک دنیا کرده ام . ترک جان هم میکنم

غیر عشقت هر چه گویی ترک آن هم میکنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 20:37  توسط سعید  | 

عشق تو به تار و پود جانم بسته است
بي روي تو درهاي جهانم بسته است
از دست تو خواهم كه برآرم فرياد
در پيش نگاه تو زبانم بسته است

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 19:56  توسط سعید  | 

عشق یعنی خاطرات بی غبار     دفتری از شعر و از عطر بهار

عشق یعنی یک تمنا یک نیاز      زمزمه از عاشقی با سوز و ساز

عشق یعنی چشم خیس مست او     زیر باران دست تو در دست او

عشق یعنی ملتهب از یک نگاه       غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

عشق یعنی عطرخجلت...شورعشق    گرمی دست تو در آغوش عشق

عشق یعنی"بی توهرگز"...پس بمان       تا سحر از عاشقی با او بخوان

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 19:25  توسط سعید  |